Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 00:43  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ايران
 
منگنه ديپلماتيك
سياست‌خارجی- ارسلان مرشدي:
«شما يا بايد در اقتصاد 13تريليون دلاري ما فعاليت كنيد يا در اقتصاد ۲۵۰ ميليارد دلاري ايران»؛ اين جمله تنها بخشي كوتاه از بيانيه جان كيل و سوزان كالينز، 2تن از سناتورهاي جمهوريخواه و از طراحان قانون جديد مجازات فروشندگان بنزين به ايران است

 لايحه‌اي كه اول اكتبر با استقبال، از تصويب مجلس نمايندگان ايالات متحده گذشت تا راهي كاخ سفيد شود. اين قانون پيامي بود براي شركت‌هاي طرف قرارداد از سويي و از سوي ديگر به تهران در روزي كه مذاكرات اكتبر با شركت ايران و گروه 1+5 در ژنو برگزار شد.

با رمزگشايي اين پيام و توجه به اظهارنظرهاي مقامات آمريكا در روزهاي اخير، واشنگتن در جست‌وجوي راه‌هاي مؤثر‌تر براي اعمال فشار بر تهران است؛ فشارهايي كه با لايحه جديد سناي آمريكا مجموعه تحريم‌هاي احتمالي شامل اعمال فشار اقتصادي شديدتر بر مؤسسات مالي و بانك‌ها و قطع جريان سرمايه‌گذاري در صنايع نفت و گاز ايران خواهد بود.  اين در حالي است كه دولت  با قاطعيت اعلام كرده است كه ايران مي‌تواند درعرض يك هفته بنزين مورد نياز خود را تأمين كند. در اين ميان حتي تحريم‌هاي چندين‌ساله آمريكا عليه ايران نيز هرگز خواست كاخ‌سفيد  را برآورده نكرده است.

2 محور اصلي سياست ايالات متحده، اعمال فشار به ايران براي ادامه مذاكرات و همزمان جلب حمايت چين و روسيه و ديگر كشورهاست؛ سياستي كه 2هدف متعارض را پيگيري مي‌كند كه جمع آنها چندان سازگار به‌نظر نمي‌رسد. بر اين مبنا مي‌توان رهاورد ديپلماسي اتازوني در مواجهه با ايران را به‌مثابه فشار همزمان پدال گاز و ترمز دانست.

هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا، در ديدار اخير خود از مسكو ضمن اذعان به اين نكته كه پيدا كردن راه‌هاي مؤثر براي اعمال فشار به ايران كار ساده‌اي نيست تاكيد كرد: مثل نمونه كره‌شمالي، آمريكا دريافته است كه با تشكيل يك ائتلاف وسيع مي‌توان سياست‌هاي تنبيهي مؤثري را به كار بست.

گشودن جبهه تهاجم عليه ايران

بازخواني حاشيه‌هاي مذاكرات گذشته گوياي اين مطلب است كه غرب مادامي‌كه در يك فضاي مسالمت‌آميز مذاكره قرار گرفته، به سمت جنجال‌آفريني رسانه‌اي گرايش يافته است. اين هياهوسازي رسانه‌اي هم عموماً با هدف حفظ بستر سنگين سياسي بر سر گفت‌وگوها صورت مي‌گيرد. اين راهبرد به‌واقع ميانبري را فراروي غرب مي‌گشايد تا از منگنه ديپلماتيك ايجاد شده بگريزد. جنجال‌سازي‌ براي فشار آوردن به محتواي آخرين گزارش البرادعي براي اتهام‌سازي‌‌هاي بي‌پايه عليه ايران و آنچه موارد اعلام نشده برنامه هسته‌اي مي‌دانستند به همراه نقض تعهد خواندن تاسيسات« فوردو» و عدم‌پايبندي به مفاد نشست وين براي تامين سوخت هسته‌اي ايران تنها مواردي از اين همه است.

اين در حالي است كه به گفته علي اصغر سلطانيه، نماينده دائم ايران در شوراي حكام آژانس، بازرسان آژانس به‌دنبال بازرسي بيش از 3700 نفر-  روز و صدها بازرسي سرزده از تاسيسات هسته‌اي ايران و دوربين‌هايي كه 24 ساعته در حال كار و نظارت هستند، اعلام كرده‌اند كه هيچ‌گونه شواهدي از انحراف به سوي اهداف نظامي وجود ندارد؛ بنابراين اتهامات مطرح شده عليه ايران از سوي غرب همگي بي‌اساس است.

از سوي ديگر گروه 1+5 كه از سال 2006 در گفت‌وگوهاي هسته‌اي طرف مذاكره ايران بوده است تاكنون راهبردي دوگانه را در قبال اين موضوع در پيش گرفته است؛ راهبرد دوگانه‌اي كه آميزه‌اي از تشويق و تنبيه بوده است. از يك سو با ارائه بسته پيشنهادي و مشوق‌هاي تجاري و بازرگاني در قالب هويج‌هاي تشويقي و از سوي ديگر با تصويب و اعمال قطعنامه‌هاي تحريمي و تنبيهي در قالب چماق‌هاي تحريمي ايران را تحت‌فشار تعليق و توقف غني‌سازي‌ قرار داده‌اند. به‌نظر مي‌رسد جبهه مهاجم غرب با تدارك گسترده‌اي به استقبال ايران در نشست‌هاي آتي خواهد آمد؛ استقبالي كه در انديشه آن خلع سلاح ديپلماتيك ايران را نشانه رفته است؛ انديشه‌اي كه مثلث‌هاي اجرايي تهاجمي آن را آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، شوراي امنيت و گروه 1+5 شكل بخشيده‌اند.

گفت‌وگو به مثابه يك ابزار تعديل

برگزاري 4دور مذاكرات هسته‌اي سولانا با لاريجاني در گذشته كه با 2دور مذاكره با جليلي هم ادامه يافت و پس از آن مسكوت ماند، اگر چه محملي براي پاسخگويي به دغدغه‌ها و نگراني‌هاي دوسوي آتلانتيك درباره برنامه هسته‌اي ايران عنوان مي‌شد اما اين گفت‌وگوها نه با هدف دستيابي به يك الگوي ديپلماسي مشترك براي درك خواسته‌ها و نيازهاي ديپلماسي صورت مي‌گرفت. نيازهايي كه از آن به‌عنوان شناخت انگاره‌هاي ديپلماتيك تعبير مي‌شد اكنون به جابه‌جايي گزاره مشاجره به‌جاي مذاكره منتهي شده است.

در هياهوي چندگانگي تحريم و تعليق، خواست خفيف بازگشت به ميز مذاكره در حالي از اين سوي آب‌هاي گرم خليج‌فارس و آن سوي آب‌هاي سرد آتلانتيك زمزمه شد و رنگ عيني به‌خود گرفت كه اخيراً ايالات متحده متن پيش‌نويس قطعنامه چهارم تحريمي عليه ايران را بين 15 عضو شوراي امنيت توزيع كرده است.

يان كلي، سخنگوي وزارت امور خارجه ايالات متحده اين اقدام واشنگتن را جايگزيني به جاي عدم‌اقبال ايران به مذاكرات آتي دانست؛ اقدامي كه از سوي قشقاوي، همتاي اسبق ايراني‌اش، استفاده نابجا از ابزاري سوخته نام گرفت كه ديگر استفاده‌اي در مواجهه با پرونده هسته‌اي ايران ندارد.

اين اقدام واشنگتن در حالي است كه پيش از اين برلين، پاريس و لندن در نشست فرانكفورت اعلام كرده بودند چنانچه تهران به نگراني‌هاي مشترك غرب درباره برنامه هسته‌اي خود پاسخ ندهد، با تحريم‌هاي شديدتر روبه‌رو خواهد شد؛ تحريم‌هايي كه تاكنون با عدم‌استقبال پكن و مسكو مواجه شده است.

با اين حال به ناگاه رفت‌وآمدهاي پرهياهوي غرب بر سر تشديد دور جديد تحريم‌ها رنگ باخت و ادبيات تحريم و تنبيه به خاطر تمرد و عدم‌تمكين تهران جاي خود را به ادبيات مذاكره و گفت‌وگو به‌خاطر ابتكار عمل تهران در ارائه بسته پيشنهادي داد.

چرخش ادبيات تهاجمي آمريكا از تم تحريم و تهديد به مذاكره، ادامه‌ روند تغييرگرايانه اوباما تعبير مي‌شود؛ ادامه‌اي كه وي در طول 9 ماه گذشته سعي داشته با هر عنواني از ارسال پيام تبريك براي عيد نوروز گرفته تا عيد فطر آن را تداوم بخشد؛ اگر چه اين اقدامات پنهان در كشاكش تمايل و تعارف به مذاكره تاكنون ره به جايي نبرده است.

تلاش و به تعبير بهتر تعارف به مذاكره از سوي اتازوني‌ها، بهره‌گيري از راهبرد مذاكره به‌مثابه ابزار تعديل خواسته‌هاي فزون يافته ايران در سازوكار كنترل شده مذاكرات است؛ سازوكاري كه در قالب ديپلماسي هويج و چماق پاسخ به خواسته‌هاي غرب از سوي ايران را دنبال مي‌كند.

اوباما با گام پيش نهادن در اين راه مي‌خواهد بگويد كه سايه تهديد و تطميع گرم از فراز روابط 2كشور رخت بر خواهد بست، اگر با اقدامات متقابل تهران اقناع شود؛ اقناعي كه تنها تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را نشانه رفته است. البته همزمان اين احتمال را هم  پنهان نمي‌كند كه اشتياقش به گفت‌وگو و مذاكره زودتر مي‌تواند به جمع شدن تفكر چند پاره و متحدان پراكنده آمريكا بر سر ميز تحريم منجر شود. اين امر بدان معناست كه دست يافتن بر كرسي اجماع جهاني عليه ايران براي چماق‌زدن‌هاي شديدتر سهل‌تر خواهد بود؛ اشتياقي كه پيش از اين با مصالحه با روسيه بر سر استقرار سامانه دفاع موشكي ايالات متحده در شرق اروپا پاسخ داده شده است.

بازخواني 6 دور مذاكرات صورت‌گرفته قبلي هم برآوردي غير از اتخاذ راهبري دوگانه در مواجهه با پرونده هسته‌اي ايران نداشته است. ارائه مشوق‌هاي تجاري و بازرگاني در قالب هويج‌هاي تشويقي به ايران همان راهي را رفته كه تنبيه‌هاي مالي و اقتصادي در قالب چماق‌هاي تحريمي پيموده است.

آميزه‌هاي دوگانه از هويج و چماق در پروسه مذاكرات هسته‌اي با هدف بهره‌گيري از پتانسيل‌هاي ديپلماسي خلاق براي ممانعت از دستيابي ايران به سطح بالاتري از فناوري هسته‌اي تبيين شده است. تمايل ديرهنگام و شگفتي مذاكره گروه 1+5 هم صرفاً راهبردي ديرپا براي كنترل هدفمند مهره ايران در پازل مذاكرات هسته‌اي قابل ارزيابي است؛ سازوكاري كه به شكلي هوشمندانه و با بهره‌گيري از آشفته‌سازي‌ رسانه‌اي و جنجال‌سازي‌ خبري، به حاشيه راندن محتواي گفت‌وگوها را نشانه مي‌رود؛ شاخصي بارز كه عموماً با حفظ بستر سياسي و رسانه‌اي سنگين بر سر مذاكرات، سوپاپ اطميناني را فراروي غرب مي‌گشايد تا از اين رهگذار از منگنه ديپلماتيك ايجاد شده بگريزد.

تاریخ درج: 24 آبان 1388 ساعت 10:31 تاریخ تایید: 24 آبان 1388 ساعت 11:24 تاریخ به روز رسانی: 24 آبان 1388 ساعت 11:27
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است