Hamshahri Logo
ميز آنلاين نشريات انتشارات درباره ما ارتباط با ما جستجو نقشه سايت


ايران جهان
اقتصاد بورس
بزرگراه سايبر شهر مجازی
ارتباطات دانش و تکنولوژي
موسيقی سينما و تلويزيون
ورزش سلامت
آموزش هنر
مهارت‌های زندگی ديدگاه
انديشه قرآن کريم
سفر محيط زيست
پيشخوان کتاب
اجتماع مسکن
پليس حادثه
شهردار شورای شهر
شهر مسير
حمل ‌و‌ نقل مترو
فرهنگ تاريخ
ادبيات داستانی زنان
کودک و نوجوان تغذيه
عکس آب و هوا
سرگرمی

به روز شده: 21 بهمن 1388 ساعت 09:53  - ‏آمار بازدید سایت: آمار بازدید  RSS
صفحه اصلی ارتباطات
 
مباني‌كنش ارتباطي هابرماس
ارتباطات- هابرماس در مقاله "پراگماتيك عام چيست؟" كه در سال 1976 به نگارش درآمده است

پيش‌فرض‌هاي عام كنش ارتباطي را مورد بررسي و مداقه قرار‌مي‌دهد.

همين پروژه است كه سال‌ها بعد در كتاب نظريه كنش ارتباطي به‌طور بسيار مفصل‌تر و مشروح‌تري به انجام مي‌رسد.

هابرماس با اين استدلال شروع مي‌كند كه هر كنش كلامي، به تعبير خود او يك سري «دعوي‌هاي اعتبار عام» مطرح مي‌كند؛ دعوي‌هايي كه از نظر گوينده اعتبارشان را مي‌توان دوباره اثبات كرد؛ به عبارت ديگر گوينده معتقد است كه شنونده مي‌تواند اعتبار ادعاهايي را كه او مطرح ساخته دوباره بسنجد، بنابراين كسي كه مي‌خواهد منظور و مقصودش فهميده شود ناگزير مدعي است كه موارد زير را انجام دهد:

الف) چيزي را به‌نحوي فهم‌پذير بيان مي‌كند،

ب) اين چيز را بيان مي‌كند تا از سوي شنونده فهم شود،

ج) با بيان اين چيز، خودش را فهم‌پذير مي‌كند،

د) با بيان اين چيز با شخص ديگر به تفاهم مي‌رسد.

هابرماس مي‌گويد كه گوينده بايد عبارتي فهم‌پذير انتخاب كند تا گوينده و شنونده بتوانند يكديگر را فهم كنند. گوينده بايد قصد انتقال گزاره‌هاي برخوردار از صدق (يا محتواي گزاره‌هايي كه پيش‌فرض‌هاي وجودي آن موجه باشد) را داشته باشد تا شنونده بتواند در دانش او سهيم شود.

به بيان هابرماس گوينده بايد مقصود و منظورش را صادقانه بيان كند تا شنونده بتواند حرف‌هاي او را باور كند و به او اعتماد ورزد.

دست آخر اينكه گوينده بايد عبارتي انتخاب كند كه درست باشد تا شنونده بتواند آن عبارت را بپذيرد و گوينده و شنونده بتوانند با توجه به پس‌زمينه هنجاري شناخته شده، در مورد آن عبارت با هم توافق كنند.

به علاوه، كنش ارتباطي فقط درصورتي به شكل سالم ادامه مي‌يابد كه مشاركت‌كنندگان تصور كنند دعوي‌هاي اعتباري كه به‌طور متقابل مطرح مي‌سازند موجه و قابل‌قبولند.

يكي از شيوه‌هاي طبيعي فهم دعوي‌هاي اعتبار، رجوع كردن به گفتار، محتوا، ذهنيت و بين‌الاذهانيت است ولي خود هابرماس دعوي اعتبار را براساس فهم‌پذير بودن، صدق، صداقت و درستي تعريف مي‌كند.

در واقع از نظر هابرماس اين فرايند 3 ركن دارد كه بايد از هم تفكيك شود: شرايط اعتبار،  دعوي‌هاي اعتباري كه با فراهم بودن شرايط اعتبار در هر موقعيتي توسط گوينده مطرح مي‌شوند و دست آخر اثبات حقانيت دعوي‌هاي اعتباري كه در واقع مقبول و موجهند. اهميت اين قضيه از آنجاست كه هر جا كنش ارتباطي شكل مي‌گيرد تك تك مشاركت‌كنندگان در اين فرايند نقش دارند و آشكارا فرض را بر اين مي‌نهد كه مشاركت‌كنندگان به ميزان قابل‌توجهي از اين فرايند آگاهي دارند.

به همين دليل او مدعي است كه هر جا كه مشاركت‎كنندگان بتوانند بر تعريف مشتركي از موقعيتشان تكيه كنند و برحسب آن تعريف مشترك به شيوه‌اي توافقي دست به انجام كنش بزنند، در چنين جايي وفاق ضمني مشاركت‌كنندگان حاصل مي‌شود.

در اينجا اين مسئله پيش مي‌آمد كه آيا اساسا در شرايطي كه طرفين گفت‌وگو به فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي متفاوتي تعلق دارند و در نتيجه، در قالب عقلانيت‌ها و گفتمان‌هاي متفاوت و شايد غيرقابل قياسي مي‌انديشند و سخن مي‌گويند، امكان مفاهمه هست يا نه؟

تاریخ درج: 17 آبان 1388 ساعت 11:06 تاریخ تایید: 17 آبان 1388 ساعت 18:33 تاریخ به روز رسانی: 17 آبان 1388 ساعت 18:44
 
تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه همشهری است