فريبا خاني
در معماري قديمي خانه ها، مخصوصاً در ناحيه هاي مركزي كشور، روي طاق هاي گنبدي روزنه هايي وجود داشت كه نور را به داخل خانه مي آورد و به عوض شدن هوا كمك مي كرد.
در چهارشنبه سوري، در منطقه هاي كويري كشور، رسم زيبايي برپا مي شد: بعد از مراسم آتش بازي، آدم ها روي بام ها مي رفتند و شال هاي رنگي بلند سبز، آبي، زرد، قرمز و سفيد را از روزنه سقف خانه ها به داخل مي فرستادند تا صاحب خانه در داخل شال آنها هديه چهارشنبه سوري بگذارد و آن را در گوشه شال گره بزند.
پسته و توت و گردو و شيريني، گاهي چند سكه و نقل، هديه صاحبخانه بود كه در گوشه شال پيچيده مي شد و هرگز صاحبخانه نمي فهميد كه اين شال از آن كيست.
جشن چهارشنبه سوري قصه هاي متفاوت و عجيب و غريبي دارد. يك روايت اين است كه اين روزها، يعني روزهاي قبل از سال تحويل، «روزهاي بهيژك» محسوب مي شوند. روزهاي بهيژك روزهايي بود كه از چند روز قبل از عيد نوروز آغاز مي شدند.
ايرانيان باستان اعتقاد داشتند كه در اين روزها، روح هاي درگذشتگان به زمين مي آيند و به خانه خويشاوندان خود سركشي مي كنند تا مطمئن شوند اوضاع خوب است! ايرانيان هم به همين دليل خانه هايشان را تميز مي كردند و دعا مي خواندند.
آنها معتقد بودند كه اگر خانه آلوده و بدون آذوقه باشد، ارواح نگران خواهند شد و آنها را نفرين خواهند كرد كه چرا از نعمت هاي زمين خوب استفاده نكرده اند.
در آن زمان گروهي از مردم اعتقاد داشتند كه چهارشنبه ها روزهاي نحس و ناميموني است، اما مردمي كه دوست نداشتند هيچ روزي نحس باشد، شب چهارشنبه آخر سال براي دور كردن نحسي و سياهي، آتش روشن مي كردند و به جشن و سرور مي پرداختند.
در چهارشنبه سوري، رسم قديمي و زيبايي وجود داشت و آن اين كه كوزه هاي سفالي قديمي را مي شكستند. اين كوزه هاي كهنه شكسته مي شدند تا ظرف ها و كوزه هاي نو جايگزين آنها شوند.اين جشن سال هاي پي در پي برگزار و كم كم رسم هاي ديگري به آن اضافه شد.
يك رسم قديمي ديگر اين است كه
در آن شب آدم ها «فال گوش» مي ايستادند و در دل نيت مي كردند كه هر كلامي كه از اولين رهگذر بشنوند پاسخي است به نيت دل آنها!
پسر و دخترهاي جوان چادر روي سر مي انداختند و با ظرف و قاشق پشت در خانه «قاشق زني» مي كردند. صاحبخانه ها در را باز مي كردند، جوانان ظرف را به داخل مي بردند و صاحبخانه ها در آن آجيل و شيريني و نقل و سكه مي انداختند.در هر جايي از ايران رسم هاي چهارشنبه سوري متفاوت است. در استان گيلان، چهارشنبه سوري زماني است كه «چهارشنبه خاتين» به خانه ها مي آيد و آرزوي زن ها را برآورده مي كند.
اين بانوي سفيدپوش مثل فرشته اي است كه از چاه آب بيرون مي آيد و آرزوهاي پنهاني را مي شنود. در اين روز، زن ها آرزوهاي خود را به چهارشنبه خاتين مي گويند و او آنها را برآورده مي كند.اما متأسفانه در دوره ما، اين روزها مصادف شده است با رسم هاي عجيب و استفاده از مواد منفجره با صداهاي مهيب و آتش سوزي و ...
حالا چهارشنبه خاتين ، شال انداختن و فال گوش ايستادن، قاشق زني و ... جايش را به بوي باروت و سيگارت و خشونت داده است. واقعاً چرا اين رسم ها را كه فلسفه زيبايي دارند ؛ اين گونه از بين مي بريم؟!